آرتین به کلاس میرود
بشتابید بشتابید

آرتین به کلاس میرود
واینگونه شروع شد:
6 اردیبهشت 1392.من به همراه مامان زهره جون به خانه کودک اردیبهشت رفتیم .
شنبه و 4 شنبه هرهفته ،مامان زهره جون زحمت میکشه و من رو به کلاس میبره.ساعت 11:30 تا 12:30 هم مدت زمانش هست.
و ترافیک تهران و نبود جای پارک کافی در تهران که معرف حضورتون هست!
به خاطر همین مامان زهره جون همین که من از خواب پامیشم،تا به امورات بنده از قبیل شیر و صبحانه و تعویض پوشک و خوردن قطره ها و درست کردن آبمیوه برای کلاس من میرسه،وقت رفتن ما به کلاس میشه
من کلاس خاله ساره جون رو خیلی خیلی دوست دارم 
این شعرها رو هم بلدم:
1. علی بابا باغی داره هیاهیاهو توی باغش طوطی داره هیاهیاهو
اسم طوطیش هست: آریتن اسم مامانش:مامان زهره
سلام آرتین
سلام مامان زهره
2.سلام به من سلام به تو سلام به همه سلام سلام
hello to myself hello to you
hello to every body hello hello
3.الکم و دولکم چرخ و فلکم دست دست دست پا پا پا
پنجه پاشنه حالا جاها عوض
توی کلاس زنگ کاردستی هم داریم که میریم توی کلاس کاردستی و روی صندلی و پشت میز میشینیم و خاله ساره جون روی میز سفره پهن میکنه و بهمون چسب و رنگ قلمو میده. که مامان عکسهای کاردستیهام رو بعدا براتون میگذاره
این 2 تا عکس مربوط به کلاس کاردستیه! نقاشی با رنگهای انگشتی


این 2 تا هم مربوط به شن بازی در حیاط خانه مادر و کودک:28 اردیبهشت92




آرتین به کلاس میرود 